تبليغاتX
دل دو تیکه


دل دو تیکه

مردی وجود داشت که همه زندگیش را کار کرده و به جمع آوری پول پرداخته بود. وقتی موضوع پولش میشد وی بسیار خسیس بود. او پول رو بیشتر از همه چیز دوست داشت.
درست قبل از مردنش به زنش گفت: گوش کن ، وقتی من مردم ازت میخوام همه پولام رو برداری و همراه من توی تابوت بذاری. میخوام پولام رو به اون دنیا ببرم.
بنابراین او از  قبل از زنش قول گرفت که وقتی مرد، زنش پولاش رو در کنار او در تابوت بذاره
یه روزی او مرد. اونو توی تابوت قرار دادند. زنش اونجا در کنار یکی از دوستان نزدیکش نشسته بود.
وقتی اونا مراسم رو توم کردند و و درست قبل از مراسم کفن و دفن وقتی میخواستند در تابوت رو ببندند، زن گفت ، یک دقیقه صبر کنید. او یک جعبه کفش با خودش داست. نزدیک تابوت شد و جعبه را در تابوت گذاشت. بعد دفن کننده در تابوت را بست و پایین فرستاد.
دوست زن گفت امیدوارم انقدر دیوانه نباشی که همه پول رو درون تابوت گذاشته باشی. زن گفت: بله. من قول داده بودم. من یک مسیحی خوب هسستم.
من نمی تونم دروغ بگم. من بهش قول داده بودم که پول رو در تابوت پیش او بذارم.
دوستش گفت: یعنی تو به من میگی تا آخرین سنت از پولش رو توی تابوت گذاشتی؟
زن گفت: بله من اینکارو کردم من همش رو باهم توی حساب بانکی خودم گذاشتم و برای شوهرم یک چک نوشتم

نوشته شده در دوشنبه 1391/02/25ساعت 9:58 بعد از ظهر توسط سحر| |

درود به همه دوستاي عزيز و خوبم خوبين؟

اميدوارم از آپم خوشتون بياد

راستي نظرتونو در مورد آهنگ وبم بگين؟خوشتون مياد؟من عاشق اين آهنگم

منتظر نظراي قشنگتون هستم


خـدای من خـدائیست

که اگــــر سرش فریـــاد بکشم
به جای اینکه با مــشت به دهـــانم بکوبد
با انگشـــتان مهربـــانش نــوازشـــم می کند
و می گویـــد : میدانـــم جز من کســــی را نداری

نوشته شده در یکشنبه 1391/02/03ساعت 9:38 قبل از ظهر توسط سحر| |

:-2-05-:درود دوستاي گلم :-2-04-:

معذرت مي خوام دير اومدم اما با يه پست خوشگل اومدمعيدتون هم مبارك با تاخير البته

هی فلانی ،
مواظب باش ...
همه آنکه نشان می دهند ، نیستند !!

http://qaribe.persiangig.com/image/1jb3z4t8akabhx29jbf3.jpg


بقيه تو ادامه مطلب...


ادامه مطلب
نوشته شده در سه شنبه 1391/01/08ساعت 2:56 بعد از ظهر توسط سحر| |


مرده که حتما نباید توی قبر باشد ،

یا مثلا یک موجود بی جان در عمق خاک،

مرده می تواند زنده باشد ،

زندگی کند ،

صبح برود سرکار ،

شب وبلاگ بنویسد....!

نوشته شده در جمعه 1390/11/28ساعت 8:22 بعد از ظهر توسط سحر| |

درود دوستای عزیزم خوبین؟امیدوارم که خوب و خوش باشینببخشید آپم دیر شدآخه یخورده کار داشم و وقت نمیکردمشرمندهامیدوارم خوشتون بیاد

روز مرگم هرکه شیون کند از دور و برم دور کنید
همه را مست و خراب از می انگور کنید
مرد غسال مرا سیر شرابش بدهید
مست مست از همه جا حال خرابش بدهید
بر مزارم مگذارید بیاید واعظ
پیر میخانه بخواند غزلی از حافظ
جای تلقین به بالای سرم دف بزنید
شاهدک رقص کند, جمله شما کف بزنید
روز مرگم وسط سینه ی من چاک زنید
اندرون دل من یک قلم تاک زنید
روی قبرم بنویسید
وفادار برفت
آن دل سوخته, خسته ازین دار برفت...

نوشته شده در سه شنبه 1390/10/06ساعت 9:23 بعد از ظهر توسط سحر| |


قالب رايگان وبلاگ پيجك دات نت